منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٩
مردى كه در راه مذهب و عشق به حقيقت تا اين حد دربدر گردد، و به پاس حقوق على، مقام و فضيلت، حاضر به تقيه نگردد، يك چنين فردى ضعيف و مدلس نمى شود.
گذشته بر اين، ابن سعد به وثاقت وى تصريح وابن معين به نقل خود ذهبى او را صالح و ابن حجر او را صدوق خوانده است.
اين مقدار تعريف و توصيف درباره مردى كه در كوران حوادث تشيع و تسنن قرار گرفته و پرچم مخالفت با خونخوارترين مأموران بنى اميه (حجّاج) برافراشته است، كافى است، زيرا پيوسته دستگاه تبليغاتى بنى اميه و بنى عباس مى كوشيدند كه اين گونه افراد را بدنام و غير قابل اعتماد معرفى كنند.
در پايان يادآور مى شويم كه رفاعى از ابن حجر جمله: «شيعى مدلس» را نقل كرده است و ما اين جمله را در كتابهاى ابن حجر در ترجمه عطيه نديديم و كتابهاى رجال وى به قرار زير است:
١. «لسان الميزان» وى در اين كتاب اصلاً عطيه را عنوان نكرده است.
٢. «تهذيب التهذيب»، در جلد ٧، صفحه ٢٢٤ عنوان كرده است و چنين جمله اى در حق او نگفته است.
٣. «الاصابه» در اين كتاب«عطيه» عنوان نشده است. و در هر حال اين نوع انتقاد درباره شخصيتى مانند عطيه مؤثر نيست و تنها جرم او تشيع او است و لذا ابن حجر در «تهذيب التهذيب» صفحه ٢٢٦ پس از بيان مشايخ نه گانه و متجاوز از پانزده نفر از تلاميذ او مى نويسد:
«وكانَ يُعدُّ من شيعة أهل الكوفة روى عنه جلّة النّاس وكان يقدّم عليّاً على الكلّ».