منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٤
٤. «الجامع الصغير»، نگارش سيوطى نقل از «ترمذى» و «مستدرك» حاكم، صفحه ٥٩.
٥. «تلخيص مستدرك»، نگارش ذهبى متوفاى ٧٤٨، كه در ذيل مستدرك چاپ شده است.
٦. «التاج»، ج ١، ص٢٨٦، اين كتاب احاديث «صحاح پنج گانه»، جز «ابن ماجه» همه را جمع كرده است. بنابراين در سند حديث جاى بحث وگفتگو نيست، مهم دلالت حديث بر گفتار ما است.
شما اين حديث را به دست يك فرد آشنا به زبان عربى بدهيد، فردى كه ذهن او از مناقشات وهابى ها در مسئله توسل خالى باشد، و از او پرسيد پيامبر در دعايى كه به نابينا تعليم كرد، به او چه دستورى داد؟ واو را در استجابت دعاى خود، چگونه ارشاد كرد.فوراً به شما مى گويد: پيامبر به او تعليم داد، كه رحمت پيامبر را وسيله قرار دهد و از خدا بخواهد كه خداوند حاجت او را برآورده سازد و اين مطلب از جمله هاى زير به خوبى استفاده مى شود:
الف:
«اَللّهُمَّ اِنّى أسألُكَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ».
«بارالها! از تو مى پرسم و روى مى آورم به تو به وسيله پيامبرت».
لفظ «نَبِيّكَ» متعلق به دو جمله است: يكى «أسألُك»، ديگرى «أتَوَّجَهُ إلَيْكَ».
به عبارت روشنتر، هم به وسيله نبى از خدا سؤال مى كند و هم به وسيله او رو به خدا مى نمايد و مقصود از نبى، خود نبى است، نه دعاى نبى، و