منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٢
أتَوَجَّهُ بِكَ إلى رَبِّي في حاجَتي لِتَقْضيَ، اَللّهمَّ شَفِّعْهُ فيَّ. قال ابن حُنَيْف: فَوَاللّهِ ما تَفَرَّقْنا وَطالَ بِنا الحَديثُ حتّى دَخَلَ عَلَيْنا كَأنْ لَمْ يَكُنْ بهِ ضرٌّ».
«مرد نابينايى حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) آمد، و گفت: از خداوند بخواه، به من عافيت بخشد، پيامبر فرمود: اگر مايل هستى دعا كنم، و اگر مايل هستى صبر كن، كه اين بهتر است. مرد نابينا گفت، دعا بفرماييد، پيامبر به او دستور داد وضو بگيرد و در وضوى خود دقت كند و دو ركعت نماز بگزارد واين چنين دعا كند. پروردگارا من از تو درخواست مى كنم و به وسيله پيامبرت محمد، پيامبر رحمت به تو متوجه مى شوم، اى محمد من درباره حاجتم به وسيله تو به خدايم متوجه مى شوم تا خدايا تو برآورده بفرمايى، پروردگارا شفاعت او را درباره من بپذير...».
سخنى درباره سند حديث
در اتقان و صحت سند حديث سخنى نيست و پيشواى وهابى ها «ابن تيميه» سند را صحيح خوانده و گفته است كه مقصود از «ابوجعفر» كه در سند حديث است... همان «ابوجعفر خطمى» است و آن، «ثقه» است.[١]
نويسنده معاصر وهابى، «آقاى رفاعى»، كه مى كوشد احاديث توسل را از اعتبار بيندازد در باره اين حديث مى گويد:
«لا شكّ أنّ هذا الحديث صحيحٌ ومشهورٌ وقد ثبت فيه بلا شكّ».[٢]
«شكى نيست كه اين حديث صحيح و مشهور است».
رفاعى در كتاب «التوصل» مى گويد: اين حديث را «نسائى»، «بيهقى»،
[١] در مسند احمد، ج٤/١٣٨ ابو جعفر، به لفظ خطمى توصيف شده است، هر چند كه در صحيح ابن ماجه ، لفظ ابوجعفر مطلق آمده است.
[٢] التوصل إلى حقيقة التوسل، ص١٥٨.