منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٨
عوام) نقل مى كند و زبير بن بكار گذشته بر اين كه از خاندان على انحراف داشت احاديث مجعولى در فضيلت جد خود عبداللّه بن زبير نقل كرده است[١] در سال ٢٥٣ در مكه درگذشته است و ميان وفات وى، و «عام رماده»[٢] دويست و سى و پنج سال فاصله وجود دارد، اكنون بايد ببينيم وى با چه سندى اين مطلب را از عباس نقل كرده است، متأسفانه نه كتاب «زبير» در عصر حاضر هست كه ما سند او را ملاحظه كنيم، ونه ابن حجر سند آن را يادآور شده است، با اين وضع چگونه مى توان بر چنين نقلى استناد جست؟
رفاعى در تمام روايات«توسل» مته به خشخاش گذارده و احاديث متواتر توسل را از نظر سند تضعيف كرده است(در صورتى كه در احاديث متواتر، سند مطرح نيست بلكه هرگاه مجموع احاديث مفيد اذعان و يقين باشد، كافى است كه با آنها احتجاج گردد، هر چند كه اسناد همه و يا بيشتر صحيح نباشد). ولى وى با تمام سخت گيرى در احاديث توسل در اين مورد چشم بسته و گوش بسته، تسليم نقل ابن حجر از زبير بن بكار شده است، و هرگز به خاطر وى خطور نكرده است ، كه سند آن را ملاحظه نمايد.
ثالثاً: مگر اين دو نوع توسل با هم منافات دارد؟ چه اشكالى دارد كه عمر تنها به شخص وى متوسل گردد و عباس نيز براى تحكيم اجابت، دعا نيز بنمايد؟ دعاى عباس مانع از توسل افراد به شخص و شخصيت او نيست.
حقيقت اين است كه همه محدثان اين احاديث را تحت عنوان
[١] قاموس الرجال:٤/١٥٠ـ ١٥١، نقل از شرح حديدى.
[٢] «عام رماده» طبق تصريح ابن حجر عسقلانى سال ١٨ هجرت بوده است و نه ماه تمام قطره اى از آسمان فرود نيامد.