منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٦
گاهى دعا را با نماز همراه مى ساخت.
بنابراين بايد توسل عمر نيز به عباس اين چنين باشد.
پاسخ
عايشه و انس مدعى آن نيستند كه استسقاى مسلمانان در تمام حالات وسنوات به اين شكل بوده است و شيوه ديگرى وجود نداشته است بلكه هر دو نفر واقعه شخصى را نقل مى كنند و استنباط حكم كلى از اين دو واقعه بسيار ناروا است، اينك عبارت هر دوحديث:
عايشه مى گويد:
«شكى النّاس إلى رسول اللّه قحوط المطر فأمر بمنبر فوضع له بالمصلّى...».
«مردم از كمى باران شكايت كردند پيامبر دستور داد منبرى در مصلى براى او بگذارند...».
«إنّ رجلاً دخل المسجد يوم الجمعة ورسول اللّه قائم يخطب فقال يا رسول اللّه هلكت الأموال وانقطعت السُّبل...».
«مردى روز جمعه در حالى كه پيامبر خطبه مى خواند وارد مسجد شد وگفت اموال نابود و راه ها بسته شد...».
بنابراين، اين دو حديث گواه بر آن نمى شود كه در عصر رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) توسل پيوسته به همين بوده است، زيرا اين دو حديث (بر فرض صحت) نافى صورت هاى ديگرى نيست.
سؤال سوم
ابن حجر عسقلانى در كتاب فتح البارى دعاى عباس را پس از توسل