منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤١
توسل به خود انبيا و اوليا وصالحان.
اكنون قدرى درباره مضمون حديث دقت كنيم تا روشن گردد كه حديث مربوط به كدام يك از دو توسل است:
١. لفظ بخارى حاكى است كه مسلمانان در مقام «استسقاء» به شخص پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) و به مقام و منزلت او متوسل مى شوند، نه تنها به دعاى پيامبر، همچنان كه خلفيه به مقام و منزلت عباس و پيوند خويشاوندى وى كه با پيامبر داشت، توسل مى جستند و آن را وسيله استجابت دعاى خود قرار مى دادند، توجيه حديث از اين طريق كه مسلمانان و همچنين خليفه به دعاى پيامبر و دعاى عباس متوسل مى شدند كاملاً تحريف حديث ودگرگون كردن مفاد ظاهرى آن است و ما حق نداريم تا دليل قطعى بر خلاف ظاهر كلامى نباشد، از ظاهر آن دست برداريم وگرنه اساس شريعت دستخوش تأويل مى گردد.
٢. با توجه به جمله هايى كه از خليفه در مورد توسل به عباس نقل شده است، و اين كه وى به خدا سوگند مى خورد و مى گفت:
«هذا واللّه الوسيلةُ إلى اللّه والمكان منه».[١]
روشن مى گردد كه واقعيت توسل در اين مورد، توسل به مقام «عباس» در نزد خداست.
٣. «شمس الدين ابو عبداللّه محمد بن النعمان مالكى»، متوفاى سال ٦٨٣ در كتاب خود «مصباح الظلم فى المستغيثين بخير الأنام» نحوه توسل عمر را از ابن عباس چنين نقل كرده است:
«اللّهمّ إنّا نستقيكَ بعمّ نبيّك (صلى الله عليه وآله وسلم) ونستشفع إليك بشيبته فسقُوا وفي ذلك
[١] اسد الغابه:٣/١١١.