منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤
مى تواند با جهان خارج تماس بگيرد و اطلاعاتى كسب كند، اكنون چه مانعى دارد كه انسان در موقع بيدارى داراى چنين قدرتى باشد و تجربه و آزمايش نيز اين حقيقت را ثابت كرده است.[١]
٢. شيخ شهاب الدين سهروردى كه در فلسفه الهى و رياضات نفسانى عالمى كم نظير بود درباره آگاهى انسان از غيب چنين مى گويد:
هر وقت شواغل حواس ظاهرى كاهش يافت، در اين وقت، نفس انسان از دست قواى طبيعى رهايى جسته و بر يك رشته امور غيبى تسلط مى يابد. سپس مى گويد:
اگر انسان هاى كامل مانند پيامبران و اوليا از غيب خبرى دهند به خاطر نوشته هايى است كه مى بينند و يا امواج و يا صداهاى دل انگيز و هولناكى است كه مى شنوند ويا صورت هايى است كه مشاهده مى كنند و با آنان سخن مى گويند سپس از غيب خبر مى دهند.[٢]
٣. صدر المتألهين در «تعاليق » خود بر «حكمت اشراق» امكان آگاهى از غيب را به گونه اى مشروح مورد بحث قرار داده و مى گويد: نفس بر اثر اتصال با جهان عقل، و يا عالممثال (جهان صور اشيا)، روشن مى سازد.
هدف از نقل اين كلمات اين است كه روشن گردد دانشمندان و پى افكنان علوم بشرى از گذشته و حال، آگاهى از غيب را براى بشر يك امر ممكن بلكه واقع شده تلقى مى كنند. جايى كه آگاهى از غيب براى بشر معمولى ممكن بلكه واقع شده باشد در امكان آن براى پيامبران و امامان معصوم
[١] حكمت اشراق، مقاله پنجم.
[٢] غلاة كسانى هستند كه امامان (عليهم السلام) را از دايره بشر بودن خارج دانسته و برخى از صفاتى كه اختصاص به خدا دارد براى آنان ثابت مى دانند.