منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٩
«ابن منظور» در «لسان العرب» مى نويسد:
«توسَّل إليه بوسيلة إذا تقرَّب إليه بعمل وتوسَّل إليه بكذا: تقرَّب إليه...وهي في الأصل ما يُتوصَّل به إلى الشيء ويُتقرب به...ويطلق على كلّ عمل خالص سُلِك به طريقُ التَّقرُّب إلى اللّه بأداء الفرائض والنّوافل وأنواع التَّطوّعات».
«اگر كسى به عملى تقرب جويد مى گويند «توسل إليه» و در حقيقت به هر وسيله اى كه نسبت به هدفى اتخاذ شود، وسيله مى گويند، هر عمل خالصى كه براى خدا بياورند وسيله به سوى خدا است، مانند انجام فرايض و مستحبات».
«زبيدى» در «تاج العروس» مى گويد:
«الوَسيلَةُ... وَالجمعُ الوسائل وقال الجوهريُّ الوسيلة ما يتقرّب به إلى الغير».
«وسايل جمع وسيله است، جوهرى مى گويد، هر چيزى كه مايه نزديكى به ديگرى بشود، به آن وسيله مى گويند».
در غالب فرهنگهاى لغت عرب، جمله هايى شبيه يا عين آنچه كه نقل كرديم وجود دارد، مانند «نهايه»، «ابن اثير» و غيره كه از نقل آنها خوددارى مى شود.
اين فراز از نصوص اهل لغت ثابت كرد كه معنى حقيقى وسيله، همان وسيله جويى براى چيزى است واگر هم در موردى به معنى خود «قرب»(نه وسيله قرب) به كار برود روى مناسبت و عنايتى است كه در غالب استعمال هاى مجازى وجود دارد و شايد مناسبت اين باشد كه وسيله تقرب، سبب قرب و نزديكى است و در زبان عرب گاهى سبب مى گويند و مسبب اراده مى كنند، و در فن بلاغت، به اين مطلب تصريح شده است.
تا اين جا مشكل نخست گشوده گرديد ولى تا مطلب دوم ثابت نشود،