منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٥
فيض و لطف حق مى گردد و شاهد اين مطلب آيات قرآن است:
(قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبْى لَوْلا دُعاءُكُمْ...) .[١]
«بگو اگر عبادت و پرستش شما نباشد خدا به شما توجه نمى كند».
(...إِنَّ اللّه لا يُغَيِّرُ ما بِقَوم حَتّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ...) .[٢]
«خداوند وضع گروهى را دگرگون نمى سازد، تا آن كه آنان وضع خود را عوض كنند».
بنابراين شخص متوسل در انزال و فرود آوردن لطف الهى بايد كوشش كند و در خود دگرگونى ايجاد نمايد، تا در برنامه الهى نيز دگرگونى پديد آيد.
با توجه به اين مطلب بايد ببينيم كه فرد متوسل به انبيا و اوليا چه مى كند كه دعاى او مستجاب مى گردد؟
توسل او به عزيزان درگاه الهى در سلسله علل فرود آمدن رحمت و نزول لطف الهى است و اگر اين توسل نبود، علت ناقص (مانند ايمان شخص، عمل او) در نزول لطف الهى كافى نبود. اشكال آنان به موضوع توسل بسان ايراد ماترياليست ها به نماز باران و درخواست باران از خداست، آنان مى گويند: اگر اوضاع جوى براى نزول باران مساعد است و آبهاى دريا به حد كافى تبخير شده و بخار در هوا به حد اشباع رسيده قطعاً باران خواهد آمد، و در غير اين صورت باران نخواهد آمد، خواه شما دعا بنماييد يا ننماييد.
ما پاسخ اين اشكال را به طور گسترده در كتاب «سرنوشت از ديدگاه علم وفلسفه» نوشته ايم و مبرهن كرده ايم كه از نظر الهى ها، دعاى مؤثر جزو علل
[١] فرقان/٧٧.
[٢] رعد/١٢.