منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٣
كاملاً در اقليت بودند، در اين صورت به طور قطع و يقين مى توان گفت كه آيه ناظر به تحريم توسل جويى به بتهاست، نه اولياى صالح.
گذشته بر اين، هرگز ثابت نيست كه پرستش مسيح، از جانب مسيحيان به خاطر اين است كه به وسيله او به خدا تقرب جويند، زيرا آنان مسيح را خدا و جزئى از خدا مى دانند، نه موجودى مباين با خدا، تا موضوع تقرب پيش آيد.
گواه ديگر بر اين كه آيه تنها ناظر به پرستش بتهاى چوبى و فلزى است، اين است كه در آيه بعدى عقيده مسيحيان و برخى از عقايد عرب جاهل را مستقلاً مطرح مى كند كه براى خدا فرزندى مانند مسيح و يا فرشته تصور مى كردند و سپس از آن انتقاد مى كند آيا اين قرينه نخواهد بود كه آيه مورد بحث ناظر به غير اين گروه ها است؟ اينك آيه بعد:
(لَوْ أَرادَ اللّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً لاَصْطَفى مِمّا يَخْلُقُ ما يَشاءُ...) .[١]
«اگر خدا مى خواست فرزندى انتخاب كند، از آنچه كه آفريده است، انتخا ب مى نمود...».
با در نظر گرفتن مجموع اين جوابهاى سه گانه روشن مى گردد كه استدلال با آيه بر تحريم توسل به اوليا در نهايت ضعف وسستى است و تنها پيشداورى نويسنده است كه او را بر چنين استدلالى وادار كرده است.
دليل سوم
(وَما أَمْوالُكُمْ وَلا أَولادُكُمْ بِالّتى تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى إِلاّ مَنْ آمَنَ
[١] زمر/٤.