منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٢
٢. (وَيَقُولُونَ هؤلاءِ شُفَعاؤُنا) .
اگر در ذيل آيه مى گويد:(قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِما لا يَعْلَمُ...) مى خواهد از هر دو مطلب كه با «واو عطف»آمده اند، انتقاد كند.
ولى در آيه مورد بحث، مورد نكوهش، همان پرستش غير خداست و موضوع توسل در سخنان آنان به عنوان تعليل و بيان انگيزه پرستش غير خدا وارد شده است، و هدف آيه، انتقاد از معلول است، نه از علت.[١]
ج: ما از اين دو پاسخ كه اساس تجزيه و تحليل آيه را تشكيل مى دهد، صرف نظر مى كنيم و مسلم مى گيريم كه آيه از هر دو عمل به طور مستقل و جداگانه انتقاد كرده و آن را مشروع قلمداد مى كند، ولى بايد توجه نمود كه آيا آيه از هر نوع توسل به غير خدا نهى مى كند، تا توسل به اوليا و انبيا را نيز شامل گردد، يا اين كه از توسل به «اوثان» و «اصنام» انتقاد مى نمايد كه در اين صورت آيه گواه بر تحريم توسل به عزيزان درگاه خدا نخواهد بود.
شكى نيست كه آيه مورد بحث از آيه هاى مكى است و ناظر به معبودهاى چوبى و فلزى وسنگى مردم مكه وحومه آن است و مذهب رايج و شايع در ميان مردم عرب شبه جزيره همان پرستش بتهاى چوبى و فلزى و سنگى بوده است، و اگر گروهى از آنان فرشتگان و يا «حضرت مسيح (عليه السلام) » را مى پرستيدند،
[١] لازم به تذكر نيست كه از اين آيه نيز، تحريم توسيط صالحان استفاده نمى شود، زيرا اگر در موردى از شفيع قرار دادن بت، نكوهش شد، دليل بر نكوهش شفيع قرار دادن صالحان نمى گردد.
زيرا اوّلاً: در اوثان و اصنام هيچ نوع لياقت و شايستگى نيست،
ثانياً، آنان اوثان را، مؤثرهاى مستقل، و مختارهاى كامل در تدبير جهان و مالكان مقام شفاعت مى دانستند و قرآن از اين حقيقت با لفظ «انداداً»(مثل ها) تعبير آورده است و هرگز فرد موحد نسبت به صالحان چنين عقيده اى ندارد.