منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٦
حج به شكل ويژه و مخصوص به خود كه بدون اجازه خدا، نمى توان آن را انجام داد، نه عبادت هاى ذاتى مانند تواضع وسجود در برابر خدا، و تذلل و استغاثه به درگاه وى كه در اصطلاح دانشمندان به نام «عبادات ذاتى» ناميده مى شود، مشروع بودن اين نوع عبادات نياز به دليل جداگانه ندارد، و سائقه فطرت در اين موارد كافى است و اگر نوعى از اين اعمال و يا كيفيتى از آنها در موردى حرام باشد، بايد از جانب خداوند بيان گردد.
فرد متوسل در دعاى خود، جز تواضع و تذلل به درگاه خداوند كارى انجام نمى دهد واين همان عبادت ذاتى است كه مشروع بودن آنها نياز به دليل ندارد واين مطلب به توقيفى بودن عبادات كه به صورت مراسمى با كم و كيفيت خاصى انجام مى گيرد، ارتباطى ندارد. و چون نيايش خدا، از طريق توسل به عزيزان و گراميان درگاه او، مطابق سائقه فطرت و امر رايج در ميان ملل جهان، و مورد ابتلاى همه مردم است، در چنين موردى سكوت، دليل بر امضا است، و به اصطلاح «تقرير» گواه بر صحت واستوار بودن آن است.
دليل دوم
(أَلا للّهِ الدِّينُ الخالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَولياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاّلِيُقَرِّبُونا إلَى اللّهِ زُلْفى إِنَّ اللّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِى ما هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللّهَ لا يَهْدِى مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفّارٌ).[١]
«اطاعت خالص مخصوص خدا است[٢] و آنا ن كه جز خدا براى خود اوليايى
[١] زمر/٣.
[٢] «دين» در لغت عرب به معنى «طريقه» و «شريعت» و به اصطلاح قرآن «ملت» است، ولى در آيه ياد شده و برخى ديگر از آيات به مناسبتى، به معنى «اطاعت»و «پيروى» از دين ; است، مانند:
(أَخْلَصُوا دينَهُمْ للّه) (نساء/١٤٦).
(يا أهْلَ الكِتابِ لا تَغْلُوا في دينِكُمْ)(نساء/١٧١).
(مُخْلِصينَ لَهُ الدِّين) (اعراف/٢٩).
(به كتاب مفردات راغب، ص ١٧٥ مراجعه شود).