منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٢
به عبارت ديگر، وظيفه يك محقق اين نيست كه به جاى مطالعه در كتاب و سنت و تطبيق قوانين كلى الهى بر توسل، به «احتياط» تمسك كند،و بگويد چون مشروع بودن توسل در كتاب و سنت نيامده است پس حرام است، بلكه به حكم اين كه، تمام وظيفه بندگان و نيازمندى ها و احكام و اعمال آنان تا روز رستاخيز در كتاب و سنت وارد شده است، بايد با تلاش وپيگيرى در صدد استفاده و استخراج حكم توسل از قرآن و سنت باشد، تا روشن گردد كه آيا كتاب و سنت حكم آن را چگونه بيان كرده اند.
وجدان هر فردى گواهى مى دهد كه «توسل به اوليا» مانند «سرقت» ذاتاً حرام نيست، بلكه اگر حرام باشد به خاطر اين است كه يكى از مصاديق وجزئيات شرك محسوب مى گردد.
بنابراين بايد به جاى تمسك به احتياط و اين كه در شريعت مقدس اسلام، وارد نشده است با جستجوگرى خاصى در پى اين مطلب باشيم كه آيا توسل به اولياى الهى با موازين توحيد و يكتاپرستى موافق است، يا مخالف؟ به عبارت ديگر از مصاديق شرك محسوب مى شود، يا اين كه ارتباطى به شرك ندارد؟ و آيا توسط انبيا و اوليا بسان واسطه قرار دادن بت هاى بت پرستان است، يا اين كه ميان اين دو عمل، فرسنگ ها فاصله وجود دارد؟
خلاصه محور بحث اين است كه آيا يك چنين كارى، با توحيد سازگار است يا اين كه شاخه اى از بت پرستى بشمار مى رود؟ متأسفانه نويسنده به جاى تحقيق در اين قسمت، موضوع احتياط را پيش كشيده و اين كه چنين چيزى بالخصوص در شريعت وارد نشده، آن را گواه بر تحريم آن گرفته است.
ثالثاً: شكى نيست كه متوسل در توسل خود جز خدا كسى را نمى خواند و