منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٨
«مغفرت» ويا «شفاعت» باشد ولى هرگاه كسى ازكسى به اين صورت چيزى بخواهد مى گويند اورا پرستش كرده است و هرگز درخواست شفاعت از شافعان راستين به اين شكل نيست، بلكه از اين نقطه نظر است كه آنان بندگان مقرب درگاه الهى هستند و دعاى آنان در پيشگاه خداوند مستجاب مى گردد و به ديگر سخن خدا به آنان اذن داده است كه تحت شرايطى شفاعت كنند.
توضيح اين كه صريح آيات قرآن به روشنى گواهى مى دهد كه افرادى كه به حق و حقيقت گواهى مى دهند، روز رستاخيز شفاعت خواهند كرد آنجا كه مى فرمايد:
(وَلا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلاّمَنْ شَهِدَ بِالحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ) .[١]
«كسانى كه غير خدا را مى پرستند، از شفاعت معبودهاى خود بهره اى نمى برند، مگر آن كسانى كه به حقيقت توحيد گواهى دهند و از حقيقت آن آگاه گردند».
لفظ «إلاّ» كه از حروف استثنا است گواه روشنى بر شفاعت كردن آن گروهى است كه به وحدانيت خدا گواهى مى دهند.
اكنون اين سؤال پيش مى آيد: حالا كه خداوند به برخى از اولياى خود چنين حقى را لطف فرموده و اجازه داده است كه شفاعت كنند، چه اشكالى دارد كه از چنين فردى درخواست شفاعت كند؟ در اين صورت هرگاه درخواست كننده واجد شرايط شفاعت باشد و در عداد افرادى باشد كه خدا به آنان اذن داده است كه درباره آنان شفاعت كنند، درخواست او پذيرفته مى شود و در غير اين صورت مردود مى گردد.
[١] زخرف/٨٦.