منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٨
«اى پيامبر گرامى مرا يارى كن *** تا اقامت در اين حرم براى من گوارا باشد
من به مقام تو اى پناهگاه من *** در مورد اهوال قيامت چشم دوخته ام»
ابو محمد الاشبيلى در كتاب خود «فى فضل الحج» مى نويسد:«مردى از اهل غرناطه به بيمارى سختى مبتلا گرديد كه پزشكان وقت از معالجه او مأيوس گرديدند. در اين موقع ابوعبداللّه محمد بن ابى الخصال از طرف وى نامه اى به رسول خدا نوشت كه در آن شفا و بهبودى او را مى طلبيد، و در اين مورد اشعارى چند سرود كه قسمتى از آن چنين است:
«عَتيقُكَ، عَبْدُ اللّهِ ناداكَ ضارِعاً، *** وَقَدْ أخْلَصَ النَّجْوى وَأيْقَنَ بِالعَطفِ،
وانّى لأرجوا أن تَعُود سَويَّة، *** بِقُدْرَة مَنْ يحيى العِظام ومَنْ يَشفى،
فأنتَ الّذى نَرجُوهُ حَيّاً وَمَيِّتاً، *** لِصَرفِ خُطُوبِ لا تَريمُ إلى صَرْفِ»
«آزاد شده تو عبداللّه تو را با تضرع مى خواند، و در اين راز تو را در نظر گرفته و به لطف تو مؤمن است، من اميدوارم سلامتى او را بازگردانى، به قدرت خدايى كه استخوانها را زنده و بيماران را شفا مى بخشد، تو آن كسى هستى كه در حال حيات و ممات به او اميد داريم، براى برگردانيدن مصيبتهايى كه ثابت و استوارند».[١]
[١] وفاء الوفاء:٢/١٣٨٦ و١٣٨٧.