منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٦
ولى در هر حال حاكى از آن است كه درخواست حاجت از پيامبر روش همگانى مسلمانان بوده است واگر چنين سيره اى ثابت نبود، نه سمهودى آنها را نقل مى كرد و نه افراد، چنين كارى را براى خود نسبت مى دادند، حتى سمهودى دو جريان براى خود نقل مى كند كه حاكى از رواج استغاثه از پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) در آن اعصار بوده است، اينك نمونه هايى ديگر را ذكر مى كنيم:
٣. «محمد بن المنكدر» مى گويد:
«مردى، ٨٠ دينار پيش پدر من به عنوان امانت گذارد و خود براى جهاد رفت و به او گفت: اگر به اين پول نياز پيدا كردى خرج كن; اتفاقاً گرانى پيش آمد و پدر من آنها را خرج كرد، سرانجام صاحب پول آمد و مطالبه پول خود را نمود. پدرم به او گفت كه فردا مراجعه كند و شب را به مسجد آمد و در حالى كه به قبر و منبر پيامبر اشاره مى كرد، تا نزديك صبح در حال استغاثه بود; در همين هنگامه در تاريكى مسجد مردى پديدار شد و گفت: اى ابا محمد بگير; وى كيسه اى به پدرم داد كه در آن ٨٠ دينار بود».[١]
٤. «ابو بكر ابن المقرى» مى گويد:
«بر من و طبرانى و ابو الشيخ گرسنگى غلبه كرد و ما كنار قبر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) بوديم پس چون شب فرا رسيد به كنار قبر حضرت رفتم و گفتم: «يا رسول اللّه الجوع»... چيزى نگذشت در مسجد كوبيده شد، مردى علوى با دو جوان وارد شد، در حالى كه در دست هر كدام زنبيلى مملو از غذا بود... موقعى كه از خوردن غذا فارغ شديم آن مرد علوى گفت... رسول خدا را در خواب ديدم، به من امر كرد كه به سوى شما غذا بياورم».[٢]
[١] وفاء الوفاء:٢/١٣٨٠(ط مصر). وى تا ص ١٣٨٥ نمونه هايى از اين استغاثه ها را بيان كرده است.
[٢] وفاء الوفاء:٢/١٣٨٠(ط مصر). وى تا ص ١٣٨٥ نمونه هايى از اين استغاثه ها را بيان كرده است.