منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٣
همانطور كه كسانى را كه در حال حيات پيامبر آمدند، بخشيدى».
آيا با اين تصريح، باز جا دارد كه ما در عموميت و گسترش آيات مربوط به پيامبران شك و ترديد كنيم وبگوييم اين آيات فقط مربوط به وقت حيات آنها است؟!
ما فكر مى كنيم كه اين بحث گسترده در اثبات صحت مدعا كافى باشد، ولى براى تكميل بحث پيرامون مطلب چهارم كه بيانگر عمل مسلمانان در اعصار گذشته است سخن مى گوييم. در اين بخش نمونه اى از استغاثه مسلمانان را از پيامبر نقل خواهيم كرد ونقل همه، مايه اطاله سخن است. ما فعلاًكار نداريم كه آيا محتويات اين نقل ها تا چه اندازه صحيح است واين كه ادعا مى كنند كه پيامبر به درخواست آنان پاسخ گفته است استوار وپا برجاست يا نه، بلكه چون حاكى از يك نوع ستايشگرى است، نمى توان به اين زودى آنها را پذيرفت. ولى جان سخن اين جا است كه اگر درخواست حاجت از «پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)» از امور ممنوع بود، هرگز افراد مدعى يك چنين وقايع وحوادث نمى شدند و به ديگر سخن، اگر اجابت پيامبر صحيح باشد در اين صورت مقصود ما ثابت مى شود و اگر عارى از حقيقت باشد، حاكى است كه در افكار عمومى مسلمانان يك چنين درخواست عمل صحيحى بوده است كه افرادى ولو براى ستايش خود، از اين راه وارد مى شدند.
٤. مسلمانان و درخواست حاجت از ارواح مقدسه
ابن تيميه و پيروان او با پيشداورى خاص منكر آنند كه صحابه پيامبر و گروههاى بعد از صحابه از پيامبر درخواست حاجتى كرده باشند و در اين باره مى گويند: