منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٦
از مرگ كه يكى ازمعارف قرآن است، كاملاً واضح مى گردد. قرآن مرگ را فناى انسانيت و پايان زندگى بشر نمى داند، بلكه براى «شهيدان و صالحان» و «جنايتكاران»، حياتى پيش از فرا رسيدن روز رستاخيز معتقد است; «حياتى» همراه با «فرح وشادى» همراه با «تبشير و نويد»، همراه با «عذاب دردناك» و....
هرگاه واقعيت انسان همان بدن عنصرى او باشد، شكى نيست كه بدن پس از چند صباحى متلاشى شده و به عناصر گوناگون تبديل مى گردد، در اين صورت بقاى انسان، يا حيات برزخى نامفهوم خواهد بود.
نتيجه آيه اين كه انسان پس از مرگ در پرتو بقاى روح، تمام كمالات و روحيات خود را داراست و به تصديق قرآن رزق وروزى مى خورد، شادمان و خرسند مى باشد، بشارت و نويد مى دهد، به ياد اقوام و دوستان خود مى باشد، رنج و درد را احساس مى كند و....[١]
از طرف ديگر به حكم آيات گذشته ارتباط و پيوند ما از آنها گسسته نگرديده است و بسان جهان ماده مى توان با آنان سخن گفت. در اين صورت چرا نمى توان از «درگذشتگان» درخواست دعا (صورت چهارم) ويا طلب حاجت (صورت پنجم) نمود؟
گروهى كه مى گويند، هر نوع درخواست اعم از دعا و غيره از ارواح مقدسه; صحيح نيست، بايد به يكى از علل زير متكى باشند:
الف: درخواست دعا و غير دعا از فرد درگذشته شرك است، كه
[١] آيات مربوط به اين مضمون در بخش «ارتباط با ارواح»، نقل شده است، به كتاب «اصالت روح» تأليف نگارنده مراجعه بفرماييد.