منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٤
مى گويند:
«السَّلام عليك أيّها النَّبىّ وَرحمة اللّه بركاته».
امّا چيزى كه هست، شافعى و برخى ديگر آن را در تشهد لازم و واجب مى دانند و پيروان مذاهب ديگر آن را مستحب مى شمارند. لكن همگى اتفاق نظر دارند كه پيامبر به مسلمانان چنين تعليم داده است. و سنت پيامبر در حال حيات و ممات او باقى است.
اگر به راستى ارتباط و پيوند ما با پيامبر، مقطوع وبريده است، پس يك چنين سلام، آن هم به صورت خطاب، چه معنى دارد؟
در پايان يادآور مى شويم كه استدلال به سلام در تشهد به خاطر قطعى بودن آن در ضمن آيات، مورد بحث قرار گرفت.[١]
٣. واقعيت انسان، همان روح اوست
انسان در بدو نظر تركيبى از جسم و روح است، ولى واقعيت انسان همان روح مى باشد كه با بدن همراه است.
ما اين مسأله را از نقطه نظر فلسفى بحث نمى كنيم وفعلاً با نظرات فلاسفه يونان و اسلام كارى نداريم، بلكه تنها از ديدگاه قرآن اين موضوع را مطرح مى نماييم.
[١] به كتاب تذكرة الفقهاء، ج٣/٢٣٧. و كتاب خلاف:١/٤٧ مراجعه فرماييد. در كتاب خلاف تشهد را به چند صورت از عمر بن خطاب و عبداللّه بن مسعود نقل كرده است كه همگى چنين سلامى را دربردارند. مذاهب چهارگانه، هر يك از اين صورت تشهدها را برگزيده و روى آن فتوا داده اند.