منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٩
جهت به لفظ ماضى آورده شده است ـ (فَأُدْخِلُوا ناراً) ـ ولى يك چنين تأويل بدون شاهد، صحيح نيست و بر خلاف ظاهر آيه مى باشد.
اگر مقصود آيه اين بود، لازم بود كه به جاى (فَأُدْخِلُوا) جمله «ثُمَّ أُدْخِلوا» بگويد، زيرا بنابراين احتمال ميان غرق وورود آتش ساليان درازى فاصله وجود دارد.
بنابراين تأويل، باز ناچاريم، جمله (فَلَمْ يَجِدُوا)را نيز كه حاكى از گذشته است تأويل كرده و از طريق «محقق الوقوع» بودن، تفسير كنيم، و اين همه تأويل بدون شاهد صحيح نيست.
بخش ديگر از آيات مورد بحث
براى بقاى حيات روح انسانى يك رشته آيات ديگرى دلالت دارند كه از نظر دلالت و قاطعيت به پايه آيات پيش نمى رسند، و به گونه خاصى مى توان بقاى حيات را از آنها استفاده نمود.[١]
٢. قرآن و امكان ارتباط با ارواح
اثبات بقاى روح مجرد از ماده براى تجويز ومفيد بودن استغاثه كافى نيست بلكه بايد علاوه بر بقاى آن، امكان وجود ارتباط از نظر علمى وقرآنى ثابت گردد كه ما در كتاب «اصالت روح» به طور گسترده در اين باره سخن گفته ايم.
اينك در اينجا اجمالاً متذكر مى شويم ، كه آياتى چند، گواهى مى دهند
[١] به آيه هاى: ١٠٠/مؤمنون; ٩٣/انعام; ٥٠ ـ ٥٢/انفال مراجعه بفرماييد.