منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥١
الْحَجَرَ...) .[١]
«به موسى، موقعى كه قوم او از وى آب طلبيد، وحى كرديم كه با عصاى خود به صخره ها بزن».
روشن تر ازاين، آيه اى است كه حضرت سليمان از حاضران در مجلس درخواست كرد كه تخت بلقيس را از صدها فرسخ با بودن موانع و عوايق حاضر كنند، آنجا كه گفت:
(...أَيُّكُمْ يَأْتِينى بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِى مُسْلِمينَ).[٢]
«كداميك از شماها تخت او را پيش از آن كه به حضور من با حالت تسليم وارد شوند حاضر مى كند؟».
هدف، احضار تخت «بلقيس» از طريق غير عادى بود، همچنان كه از پاسخ «عفريت» و «آصف برخيا» كه در آيه هاى ٣٩ و٤٠«سوره نمل» وارد شده است به روشنى استفاده مى شود.
جان سخن در يك كلمه است و آن، اين كه برخى تصور مى كنند كه كارهاى آسان و عادى كار غير الهى است، و كارهاى غير عادى كه از قدرت بشر معمولى خارج است، كار خدا است.
در صورتى كه ميزان در كارهاى خدايى و غير خدايى استقلال وعدم استقلال است. كارهاى خدايى اين است كه فاعل بى دخالت غير خود و بدون استمداد از قوه ديگر كارى را انجام دهد. به عبارت ديگر: «كارهاى خدايى آن است كه فاعل در انجام آن مستقل تام، و به غير خود، اصلاً نيازمند نباشد»، ولى كارهاى غير خدايى اعم از آسان و عادى، يا مشكل و غير عادى، اين
[١] اعراف/١٦٠.
[٢] نمل/٣٨.