منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٥
پيامبر بروند و به گناه خود اقرار نمايند» هدف از افزودن اين جمله اين است كه مى خواهد مفاد معروف آيه را بسان گناه بخشى پاپها قلمداد كند، در صورتى كه احدى نگفته است كه مسلمان بايد به گناه و خصوصيات آن پيش پيامبر اقرار كند، بلكه كافى است بگويد: اى پيامبر براى من طلب آمرزش بنما و چنين درخواستى ارتباطى به گناه بخشى دستگاه «كاتوليك ها» ندارد، وما در انتقاد از نظريه نويسنده در كتاب «تفسير صحيح آيات مشكله قرآن» سخن گفته ايم.[١]
از آياتى كه گواهى مى دهد كه مردم به سائقه فطرت پاك حضور پيامبر مى رسيدند و از او درخواست استغفار مى كردند كه درباره آنان طلب مغفرت كند، آيه زير است:
(سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَأَهْلُونا فَاسْتَغْفِرْ لَنا...) .[٢]
«اعراب بازمانده از جهاد به تو مى گويند كه اموال و خانواده، ما را از شركت در جهاد بازداشت، پس درباره ما طلب آمرزش بنما».
در اين آيه جز «حق الهى»، حق ديگرى مطرح نيست و حتى دليل نداريم كه گروه متخلف از جهاد بر پيامبر ستم كرده بودند، تا گفته شود مقصود اين است كه پيامبر از گناه آنان درگذرد.
٦. آياتى است كه به پيامبر اخطار مى كند كه طلب آمرزش او در حقّ اشخاص و منافقانى كه هنوز در بت گرايى خود باقى هستند به هدف اجابت نمى رسد و اين آيات يك نوع استثنا از آيات پيش است و حاكى است كه در غير اين مورد دعاى پيامبر تأثير خاصى دارد، آنجا كه مى فرمايد:
[١] تفسير صحيح آيات مشكله قرآن، ص٥٠ ـ ٦٠.
[٢] فتح/١١.