منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٧
شده، كارى را درخواست مى كنيم كه صد درصد به صورت يك امر طبيعى در اختيار او مى باشد، چيزى كه هست سؤال نخست مربوط به امور دنيوى است و دومى مربوط به امور دينى و اخروى است.
٣. از «فرد حى» درخواست كنيم كه بدون اسباب عادى وطبيعى، كارى را صورت دهد، مثلاً بدون مداوا، بيمارى را شفا بخشد، گمشده اى را باز گرداند، و قرض ما را ادا نمايد به عبارت ديگر درخواست كنيم كه از طريق اعجاز و يا كرامت بدون تشبث به اسباب طبيعى و عادى، درخواست ما را انجام دهد.
٤. «مسئول»، حى و زنده نيست، ولى چون اعتقاد داريم كه در سراى ديگر حى و زنده است و رزق و روزى مى خورد، از چنين فردى درخواست مى كنيم كه در حقّ ما دعا كند.
٥. از چنين فردى درخواست مى كنيم كه با استفاده از قدرت معنوى كه خداوند به او داده است، بيمار ما را شفا بدهد، گمشده ما را باز گرداند و....
اين دو صورت بسان صورت هاى دوم و سوم سؤال از حى است، چيزى كه هست در آن دو صورت، مسئول حى و زنده در جهان ماده و طبيعت است، و در اين دو مورد، مسئول به ظاهر مرده است ولى در واقع زنده مى باشد.
هرگز از چنين فردى نمى توان، درخواست كرد كه در امور مادى از طريق اسباب عادى ما را يارى نمايد، زيرا فرض اين است كه وى از اين جهان رخت بربسته و دست او از اسباب عادى كوتاه شده است بدين ترتيب مجموع اقسام پنج تا است، كه سه صورت مربوط به سؤال از زنده در جهان ماده و در دو صورت مربوط به غير زنده در اين جهان مى باشد.