منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٧
اين جهت روايات زيادى از فريقين مى گويند: مقصود ازجمله (إِنّما غَنمتم) مطلق درآمدها وسودهايى است كه نصيب انسان مى گردد خواه از طريق جنگ به دست آيد و خواه از طريق تجارت و كشاورزى. وما در باره گستردگى موضوع خمس، در كتاب «الاعتصام بالكتاب والسنّة » سخن گفته ايم.[١]
سخن در مورد ديگر هست وآن اين كه يك پنجم درآمد به شش سهم تقسيم مى شود، سهمى از آنِ خدا وسهمى از آنِ رسول و چهار سهم ديگر مربوط به ذوى قربى و يتيمان و مساكين و درماندگان در راه است.
مقصود از «ذى القربى» به گواه لفظ رسول همان بستگان خود پيامبر است همچنان كه مقصود از سه صنف ديگر مربوط به آن سه گروه از ذوى القربى است.
رواياتى كه از اهل سنت در اين مورد نقل شده است، گواه بر اين است كه چهار سهم ديگر مربوط به بستگان پيامبر است.
ابن عباس مى گويد: پيامبر خمس غنايم را بر شش سهم تقسيم مى كرد سهمى براى خدا و سهمى براى رسولش و سهمى براى نزديكان و اين سيره آن حضرت بود تا به لقاء اللّه پيوست.[٢]
سهم سوم در سخن ابن عباس، همان چهار سهم از خمس است كه در اختيار ذوى القربى ووابستگان آنان از يتيمان وغيرهم قرار مى گرفت.
طبرى از مجاهد نقل مى كند كه او گفت: صدقه بر آل محمّد حرام است، از اين جهت خدا خمس[٣] الخمس را بر آنان قرار داده است.
[١] الاعتصام بالكتاب والسنة:٩١ـ ١٠٥.
[٢] تفسير نيشابورى:١٠/٤ كه در حاشيه تفسير طبرى چاپ شده است.
[٣] گويا لفظ «خمس» اضافه است به گواه روايت بعدى كه در آن تنها لفظ خمس آمده است.