منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٣
در خطبه ديگر مى فرمايد:
٢. «لا يُقاسُ بآل محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) مِنْ هذه الأُمّة أحد، ولا يُسوَّى بهم مَن جرت نعمتهم عليه أبداً، هم أساسُ الدين، وعمادُاليقين، إليهم يفىء الغالي، وبهم يَلحق التالي،ولهم خصائص حقّ الولاية، وفيهم الوصيّةُ والوراثة، الآن إذ رجع الحقّ إلى أهله، ونُقل إلى منتقله».[١]
«از اين امت كسى را با خاندان رسالت همپايه نتوان پنداشت، و هرگز نمى توان پرورده نعمت ايشان را در رتبت آنان دانست،زيرا آل محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) پايه دين و ستون يقينند هركه از حد درگذرد، به آنان باز مى گردد، و آن كه وامانده بديشان پيوندد، حق ولايت خاص ايشان است و ميراث پيامبر مخصوص آنان، اكنون حق به صاحب آن رسيده، و به جايگاه خود بازگشت ».
در خطبه سوم مى فرمايد:
٣.«نحنُ الشعار والأصحاب، والخزنة والأبواب، ولا تُؤتى البيوتُ إلاّمن أبوابها، فمن أتاها من غير أبوابها سُمّي سارقاً، فيهم كرائم القرآن، وهم كنوز الرحمن، إن نطقوا صدقوا، وإن صمتوا لم يُسبَقوا».[٢]
«ما اهل بيت پيامبر از جهت نزديكى چون پيراهن و خاصگان او هستيم، ما گنجوران نبوت و درهاى رسالت او هستيم به خانه ها جز از درهاى آن نتوان وارد شد، هر كس از غير درها وارد شود دزد خواهد بود.
آنان مصداق آيتهاى بلند معنى قرآنند، و گنجينه هاى خداى رحمانند، اگر سخن بگويند، جز راست نمى گويند، و اگر خاموش باشند ديگرى بر آنان پيشى نجويند».
در خطبه چهارمى مى فرمايد:
٤.«ألا إنّ مثلَ آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) ، كَمَثَل نجوم السَّماء، إذا خوى نجم، طَلَعَ
[١] نهج البلاغه: خطبه٢.
[٢] نهج البلاغه: خطبه١٥٤.