منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٧
هنگامى كه پيامبر متوجه مدينه شد اين آيه فرود آمد:
(وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسهُ ابْتِغاءَمَرضاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالعِبادِ)(بقره/٢٠٧)
«برخى از مردم جان خود را به خاطر كسب رضاى خدا مى فروشند».[١]
اين سرگذشت افتخار آميز در ميان صحابه پيامبر از معروفيّت خاصى برخوردار بوده، وحسّان بن ثابت شاعر عصر رسالت، در اشعار خود به اين فضيلت چنين اشاره مى كند:
من كان باتَ على فراشِ محمّد *** و محمَّـد ســـرى يــؤم الغــارا
كيست كه در بستر پيامبر خوابيد *** و محمد شبانگاه آهنگ غار كرد
پرده پوشى بر حقيقت
اين فضيلت بزرگ كه نصيب اميرمؤمنان (عليه السلام) گرديد خارى بر چشم دشمنان بود، و پيوسته مى خواستند بر آن پرده پوشى كنند، ولى غافل از اين كه ابرهاى ضخيم بهارى، چهره آفتاب را به مدتى پنهان مى سازد، ولى چيزى نمى گذرد كه اشعه فروزنده و سوزنده خورشيد ابرهاى سياه را كنار زده و چهره خود را نمايان مى سازد.
اين فضيلت مانند خورشيد در تاريخ اسلام درخشيده ، و پرده پوشى هاى دشمنان نتوانسته آن را مكتوم سازد، حتى معاويه با پرداخت چهار صد هزار درهم به سمرة بن جندب كه با حديث پيامبر تجارت مى كرد از او
[١] شواهد التنزيل:١/٩٦; اسد الغابه:٤/٢٥.