منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٦
مظلوم، لالقيت حبلَها على غاربها ولسقيت آخرها بكأس أوّلها،ولألفيتم دنياكم هذه أزهد عندي من عفطة عنز».[١]
«آگاه باشيد سوگند به خدايى كه دانه را شكافت، و انسان را آفريد، اگر حضور آنان براى بيعت نبود، و حجت خدا، با وجود آنان تمام نمى گرديد و نبود عهدى كه خداى تعالى از علما ودانايان گرفته تا راضى نشوند بر سيرى ظالم و گرسنه ماندن مظلوم، ... ريسمان ومهار شتر خلافت را بر كوهان آن مى انداختم. و آن را با كاسه اى كه در نخست روزها سيراب كردم در پايان آن نيز سيراب مى كردم تا براى شما روشن گردد كه اين دنياى شما نزد من خوارتر از عطسه بُز ماده است».
پايه تسليم اميرمؤمنان (عليه السلام) به تقدير خدا، در شبى كه در جايگاه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) خوابيد به خوبى تجلّى كرد، محدثان مى گويند: هنگامى كه رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) تصميم به مهاجرت گرفت على (عليه السلام) را جانشين خود قرار داد تا ديون او را پرداخت كند، امانت هاى مردم را رد كند و به او دستور داد به هنگام شب در جايگاه او بخوابد تا او بتواند با اين استتار، مكه را ترك بگويد.
او نيز اين كار را انجام داد، خدا به دو فرشته خود جبرئيل و ميكائيل خطاب كرد، من شما دو نفر را برادر يكديگر قرار داده، و عمر يكى را بر ديگرى فزونتر ساختم كدام يك از شما آماده است جان خود را فداى ديگرى كند هر دوى آنان، زندگى خواستند، نه فداكارى. خدا به هر دو وحى فرستاد چرا مانند على بن ابى طالب نباشيد، على در فراش پيامبر خوابيده و جان خود را فداى او كرده و زندگى او را بر زندگى خود مقدّم داشته است. فرود آييد هر دو را از دشمن حفظ كنيد.
[١] نهج البلاغه: خطبه ٣.