منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٨
علاقه جامعه با ايمان به خاندان رسالت به حدّى است كه صحابه پيامبر خصوصاً طبقه انصار منافقان را از دشمنى آنان با على باز مى شناختند.[١]
از اميرمؤمنان على (عليه السلام) كراراً نقل شده است كه آن حضرت فرمود: به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، اين عهدى است از پيامبر به من، وآن اينك:ه «انّه لا يُحبّني إلاّ مؤمن ولا يُبغضني إلاّمنافق» ; «مرا جز مؤمن دوست نمى دارد، وجز منافق دشمن نمى شمارد».
پيشواى چهارم حضرت سجاد (عليه السلام) در خطبه تاريخى خود كه در مسجد دمشق ايراد كرد، چنين فرمود:
«أيّها النّاس أُعطينا سِتّاً وفُضِّلْنا بسبع، أُعطينا العِلْمَ والحِلْمَ والسَّماحةَ والفصاحَةَ والشّجاعةَ والمحبةَ في قلوب المؤمنين».[٢]
«اى مردم! شش چيز به ما عطا شده و با هفت خصلت بر ديگران برترى يافته ايم، خدا به ما دانش، بردبارى، بخشندگى، فصاحت، دليرى، و محبت در قلوب مؤمنان داده است».
خدا خاندان رسالت را «كوثر» يعنى خير كثير ناميده، انسان و يا انسانهايي كه مظهر «خير كثير» باشند، مهر مردم را به خود جلب مى كنند.
چنانكه مى فرمايد:(إِنّا أَعْطَيْناكَ الكَوثَر)(كوثر/١).
رازى مى گويد: اين آيه در رد دشمنان پيامبر فرود آمده كه او را «ابتر» مى ناميدند، ومفاد آيه اين است كه خدا نسل او را تا روز قيامت حفظ خواهد كرد. سپس مى افزايد: با اينكه دشمنان، افراد زيادى از اهل بيت پيامبر را به قتل رسانيده اند، امّا جهان از نسل فاطمه موج مى زند و از بنى اميه در جهان
[١] بحار الأنوار:٤٥/١٣٨.
[٢] تفسير رازى، تفسير سوره كوثر.