منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٧
قرآن علل طبيعى را در آفريدن آثار خود، مؤثّر مى داند[١] ولى همين فكر سبب شده است كه برخى در پاره اى از موارد از اين مكتب پيروى نموده و معجزات پيامبران را مستقيماً به خود خدا نسبت دهند وپيامبران را وسيله اى بيش ندانند، تا آنجا كه فردى كه كوچكترين تخصصى در «مسائل اسلامى»ندارد، در اين باره چنين مى نويسد:
«طرز عمل و تصرف اراده خدا در طبيعت دو گونه است: يكى ثابت و با استمرار،ديگرى ناگهانى و جهشى، از نوع اول است سنتهاى طبيعى كه قوانين ثابت خلقت را در بردارند، و موضوع دوم عبارتند از معجزاتى كه در طبيعت ظهور مى كند، بنابراين روشن شد كه معجزات، جهشهايى طبيعى هستند كه به اراده الهى براى اثبات رسالت پيامبران از دل طبيعت بروز مى كنند و قدرت بشرى به هيچ وجه در آشكار شدن آنها دخالت ندارد».
اين طرز تفكر پيروان اشعرى است كه تمام پديده هاى طبيعى و غير طبيعى را فعل مستقيم خدا مى دانند، و به مسأله اسباب ومسببات كه سازمان آفرينش بر اساس آن استوار است، معتقد نيستند.
نويسنده براى گفتار خود دلايلى آورده است كه بطور اجمال بررسى مى شود.
١. قرآن مى فرمايد: (إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكونُ).[٢]
«امر او (در معجزات) چنين است كه چون چيزى را اراده كند (و به او
[١] به آيات مربوط به پيدايش باد وباران و پرورش گياهان در پرتو باران مراجعه شود. و ما نظر قرآن درباره علل طبيعى را در جلد اوّل اين مجموعه به طور روشن منعكس كرده ايم.
[٢] يس/٨٢.