منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٤
امّا صورت و شكل و رنگ و بُعد اجسام را دارد، و همچنين است صورى كه در عالم رؤيا مشاهده مى كند.
اين دو مورد مى تواند ما را با جهان برزخ آشنا سازد و در حقيقت انسان از اين نمونه هاى كوچك، پى به حقايق بزرگتر و جهانى وسيع تر و گسترده تر مى برد كه قرآن در آياتى به آن اشاره مى كند:
(الحَمْدُللّهِ فاطِرِ السَّمواتِ وَالأرْضِ جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً أُولى أَجْنِحَة مَثْنى وَثُلاثَ وَرُباعَ...) .[١]
«سپاس خداى را كه آفريننده، آسمانها و زمين است،و فرشتگان را پيام رسانانى قرار داد كه داراى بالهاى دو يا سه يا چهارگانه اند».
ظاهر اين آيه اين است كه در جهان هستى موجوداتى به نام فرشته است، كه با بالهاى متعدد، در فضاى بيكران پرواز مى كنند، و اگر ما اين موجودات لطيف را با ديدگان خود نمى بينيم، گواه بر اين نيست كه صفحه هستى از چنين موجوداتى خالى است، از طرف ديگر ما حق نداريم بدون جهت ظاهر آيه را تأويل كنيم، همچنين نمى توان گفت حقيقت فرشته همين است و بس. بلكه بعيد نيست كه فرشتگان موجودات نيرومندى باشند كه گاهى با وجود مثالى و برزخى و يا بالهاى گوناگون خود را نشان مى دهند، به عبارت ديگر، به صورت انسان يا موجود ديگرى كه داراى بالند متمثل ومجسم مى گردند.
گواه اين گفتار اين است كه فرشته اى به نام «روح» براى «مريم» به صورت انسانى متمثل گرديد چنان كه مى فرمايد:
(...فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيّاً) .[٢]
[١] فاطر/١.
[٢] مريم/١٧.