منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢١
در طرف راست پيامبر ايستاده بودم، آن گروه متكبر و گردن كش با ديدن چنين آيت الهى بار ديگر از او خواستند كه درخت دو نيم گردد، نيمى بماند و نيمى ديگر به جاى خود باز گردد، پيامبر امر كرد درخت نيز به همان صورت درآمد، بار ديگر خواستند پيامبر امر كند آن نيم ديگر نيز به جاى خود باز گردد، پيامبر امر كرد و آن نيم ديگر نيز به جاى خود بازگشت.[١]
افرادى كه مى توانند از متن عربى نهج البلاغه استفاده كنند، بهتر مى توانند نكات ياد شده در زير را دريابند:
١. هنگامى كه قريش از او يك چنين آيتى خواستند، پيامبر در پاسخ آنان فرمود:
( إنّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَىْء قَدير).
«خداوند بر هر كارى تواناست».
تا توجه آنان را به اين نكته جلب كند كه «من در انجام اين كار از قدرت بى پايان خداوند استمداد مى طلبم و هرگز با قدرت محدود بشرى دست به اين كار نمى زنم».
٢. هنگامى كه درخت را مورد خطاب قرار داد، چنين فرمود:«فَانْقَلَعى بِعُرُوقِكِ حَتّى تَقِفى بَيْنَ يَدَىَّ بِإِذْنِ اللّهِ».
«پس با رگ و ريشه ات از جاى خود كنده شو و در برابر من قرار گير!».
در لحظه اى كه پيامبر مى خواهد با اراده وخواست خود دست به چنين كار خارق العاده اى بزند بسان حضرت مسيح لفظ «بإذن اللّه» را بكار مى برد، تا
[١] نهج البلاغه فيض الإسلام، خطبه٢٣٤(قاصعه).