منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٥
«من شفا دادم»، «من زنده كردم» بلكه مى گويد:
تو آفريده اى (إِذْ تَخْلُقُ) ، بهبودى بخشيدى (وَتُبْرِئُ) ، تو زنده كردى(إِذْ تُخْرِجُ الْمَوتى) . چه صراحتى بالاتر از اين؟
ولى براى اينكه روشن شود كه هيچ بشرى در كار ايجاد، استقلال ندارد، و براى كوبيدن افكار غير صحيح «معتزله» و دوگانه پرستان كه تصور مى كنند بشر در آفرينش خود به خدا نياز دارد، ولى در افعال و كارهاى خود كاملاً مستقل و ازخدا بى نياز است، در همه اين موارد كارهاى حضرت مسيح را مقيّد به اذن الهى كرده و موضوع توحيد در افعال را كه از مراتب توحيد است رعايت نموده.
همانطورى كه بشر در كليه امور عادى و غير عادى خود بى نياز از اذن الهى نيست، اگر مى خورد و مى آشامد و نفس مى كشد، همگى به اذن الهى انجام مى گيرد، همچنين امور غير عادى و اعجاز و كرامت نيز به اذن او تحقق مى پذيرد، همچنانكه وجود اذن الهى در اين موارد سبب نمى شود كه فعل را از فاعل سلب كنيم، همچنين وجود اذن خدا در اعجاز، مانع از آن نمى شود كه حضرت مسيح را به اذن خدا فاعل اين امور بدانيم.
ما در قرآن مجيد به آياتى برمى خوريم كه در آنها، افعال غير خدا نيز به اذن الهى مقيد گشته است مانند: (...فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللّهِ...)[١]: «جبرئيل (قرآن را) به اذن خداوند بر قلب و روان تو نازل كرده است».
جاى گفتگو نيست كه آورنده وحى از مقام ربوبى، فرشته است. و آن فعل حقيقى و واقعى«جبرئيل» مى باشد، ولى او اين كار را «باذن اللّه» انجام
[١] بقره/٩٧.