منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٤
٥. زنده كردن مردگان.
حضرت مسيح خود را فاعل اين امور مى داند، نه اينكه او درخواست كند وخدا انجام دهد بلكه مى گويد: «اين كارها را من به اذن خدا انجام مى دهم» اذن خدا در اين موارد چيست؟ آيا اذن در اين موارد يك اجازه لفظى است؟ به طور مسلم نه، بلكه مقصود از آن اذن باطنى است. به اين معنى كه خدا به بنده خود آنچنان كمال و قدرت ونيرو مى بخشد كه وى به انجام چنين امورى توانا مى گردد.
گواه بر چنين تفسيرى اين است كه بشر نه تنها در امور غير عادى به اذن خدا نيازمند است، بلكه در تمام امور به اذن خدا نياز دارد، و هيچ كارى بدون اذن او صورت نمى پذيرد، اذن الهى در تمام موارد همان لبريز كردن فاعل از قدرت و رحمت خويش مى باشد، در آيه مورد بحث، حضرت مسيح تحقق امور ياد شده را به خود نسبت مى دهد و در آيه ديگر خدا نيز صريحاً امور مزبور را به خود او نسبت مى دهد و مى گويد:
(...وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِى فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِى وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِى وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتى بِإِذْنِى...)[١]
«هنگامى از گل صورت پرنده اى را به اذن من ساختى در آن دميدى، و به اذن من پرنده شد و كور مادرزاد و پيس را به اذن من شفا دادى، و مردگان را زنده كردى».
در جمله هاى اين آيه دقت بيشترى كنيم تا روشن شود كه از نظر قرآن فاعل و انجام دهنده اين امور كيست؟ هرگز خدا نمى گويد «من مرغ آفريدم»،
[١] مائده/١١٠.