منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١
اقسام آگاهى غيب حساب مى گردند.
مثلاً روزگارى بشر از قانون جاذبه و قانون گريز از مركز آگاه نبود و نمى دانست كه كاخ بى ستون منظومه شمسى، و تمام كهكشان ها و سحابى ها بر اساس اين دو قانون استوار است، از اين جهت دو قانون و قوانين ديگرى كه بشر بعدها كشف كرد همگى از اقسام «مغيبات » بودند.
اگر قرآن به گونه اى از چنين قوانين خبر داده و فرموده است:
(اللّهُ الَّذِى رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَد تَرَوْنَها...).[١]
«خدايى كه آسمانها را بدون ستونى كه ديده شود برافراشت».
اين نوع گزارش، خبر از غيب بود و گزارش چنين قوانين مستور بر انسان هاى آن روز، خود يكى از جهات اعجاز قرآن به شمار مى رود.
روزگارى بشر از وجود سلول و ميكروب و ملكول و اتم وجهان هاى دور از حس مانند كهكشانها و سحابى ها وكيفيت آنها، آگاه نبود.
اگر در قرآن و يا در سخنان پيشوايان معصوم، مطالبى در اين مورد مى رسد همگى يك نوع اخبار از غيب به شمار مى رفت. ولى پس از آن كه بشر از طريق تجربه و آزمايش، و با اختراع ميكروسكپ و تلسكوپ، بر اين قوانين خارج از حس، ويا موجودات دور از قلمرو احساس دست يافت، همه آنها از جهان غيب محسوب نمى شوند و در حوزه علوم و دانش هاى حسى بشر قرار گرفتند و آنچه كه تاكنون بشر كشف نكرده و قوانينى كه بر آنها دست نيافته و موجوداتى را كه با ديدگان مسلح خود نديده است، همچنان در شماره
[١] رعد/٢.