منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٥
اكنون بايد ديد بازيابى بينايى يعقوب معلول چيست؟ آيا اين عمل مستقيماً كار خدا بود و اراده وخواست يوسف در آن به هيچ وجه دخالت نداشت؟ يا اينكه معلول اراده و خواست يوسف بود و او در پرتو قدرتى كه از سرچشمه قدرت كسب كرده بود، قادر و توانا گشت كه به اذن خداوند چنين كارى را انجام دهد؟
احتمال اول بسيار سست و بى اساس است،زيرا اگر شفاى يعقوب فعل مستقيم خدا باشد، ديگر لازم نبود كه يوسف به برادران خود دستور دهد كه پيراهنش را بر صورت پدر بيفكنند تا بينا گردد، ديگر لازم نبود كه بشير به دستور يوسف عمل كند و آن رابه صورت پدر بيفكند، بلكه كافى بود كه وى دعا كند و دعاى او مستجاب شود.
بنابراين چاره اى جز اين نيست كه بگوييم، اراده وخواست و قدرت روحى يوسف در بازگردانيدن بينايى پدر خويش، مؤثر بوده است.
امّا چرا يوسف (عليه السلام) براى اين كار از وسيله ساده اى (افكندن پيراهن به صورت پدر) استفاده كرد؟ علت آن اين است كه پيامبران در مقام اعجاز و كرامت، پيوسته از ابزار ساده استفاده مى كنند ويكى از تفاوتهاى معجزه با صنعت همين است، ممكن است كارى را كه پيامبر از طريق اعجاز انجام مى دهد، شخص عادى همان كار را از طريق صنعت انجام دهد، امّا با اين تفاوت كه فرد عادى از ابزار پيچيده علمى و صنعتى براى منظور خود استفاده مى كند، در حالى كه پيامبران با وسيله بسيار ساده (كه هرگز ميانِ آن وسيله و نتيجه اى كه ازآن به دست مى آيد، رابطه طبيعى وجود ندارد) به هدف خود جامه عمل مى پوشانند.
مثلاً «آرمسترانگ» با سفينه فضايى كه موشكى آن را حمل مى كرد و آن را