منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٣
معجزه را معلول بدون علت نمى دانند;بلكه بايد گفت: معجزه معلولى است كه علت طبيعى و عادى ندارد، و علت آن «اراده و قدرت روحى پيامبر» است، آن هم بر اثر قدرت و اراده اى كه خداى جهان در اختيار او نهاده و اذن داده است كه به امر او در كائنات وجهان طبيعت تصرف كند.
بنابراين، معجزه، معلول بدون علت نيست، بلكه معلول علتِ«غيرعادى» است وپيوسته با علتى همراه مى باشد.
قرآن و قدرت نمايى اولياى الهى
اكنون كه سخن به اينجا رسيد، براى اثبات مدعاى خود، شواهدى از آيات قرآن مى آوريم، كه همگى حاكى از آن است كه اولياى خدا روى مصالحى به اذن پروردگار جهان در پرتو قدرتى كه خدا به آنان داده است، در جهان طبيعت مى توانند تصرف كنند وجهان خلقت، بسان حوزه بدن آنان مى گردد، كه در شرايطى مى توانند در آن تصرف كنند.
١. تصرف يوسف در بينايى پدر
مطالعه و بررسى آيات مربوط به «يوسف» و «داوود» و«سليمان» وكارهاى شگفت آور آنان، ما را به اين نكته هدايت مى كند، كه تصرف در تكوين آنچنان هم مشكل و پيچيده نيست كه در توانايى اولياى خدا بر آن شك و ترديد كنيم، قرآن براى هموار ساختن اصل مطلب نمونه هايى را نشان داده است كه انجام دهندگان آنها از نظر قرب و كمال روحى ومعنوى به پايه پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم)نمى رسند، جايى كه آنان در پرتو عنايات خداوند بر چنين تصرفاتى قادرند، قطعاً ديگر اولياى خدا كه مقام و قرب بيشترى دارند وبر اسرار