منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠
حس او قرار نمى گيرند. مانند ذات پروردگار جهان و حقيقت اسماء و صفات وى، و جنود غيبى خدا يعنى فرشتگان و شيوه كار آنان مانند تدبير عالم خلقت، و جهان ارواح وجن و عالم برزخ و فرازهاى مختلف آن، و رستاخيز و مواقف گوناگون آن و....
حقايق اين موجودات وكيفيات و خصوصيات آنها از افق حس و ادراك انسان بيرون بوده و هيچ گاه بشر از حقيقت و خصوصيات كمى و كيفى آنها آگاه نخواهد گشت و در برابر آنها وظيفه اى جز ايمان به وجود آنها ندارد و اگر قرآن يكى از صفات افراد پرهيزگار را ايمان به غيب مى شمارد، مقصود ايمان به اين گونه از غيب ها است آنجا كه مى فرمايد:
(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالغَيْبِ...).[١]
«كسانى كه به غيب ايمان دارند».
آرى، انسان فقط در يك صورت از حقيقت برخى از موجودات غيبى آگاه مى گردد و مى تواند فرشتگان و مواقف برزخ و عرصات محشر و نعيم هاى بهشتى و عذاب هاى دوزخى را از نزديك مشاهده كند، و آن وقتى است كه ظرف زندگى را دگرگون سازد، و گام در عالم غيب بگذارد و به تعبير قرآن، ديده او تيزبين گردد.[٢]
٢. قسم دوم از اقسام غيب مكتشفات علمى بشر است خواه قوانينى را كشف كند كه بر پهنه هستى طبيعت حكومت مى كنند و يا پرده از روى موجوداتى بردارد كه قرنها از افق حس او بيرون بوده اند، هر كدام باشد همگى از
[١] بقره/٣.
[٢] (...فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديدٌ) ق/٢٢.