منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٣
مى شوند و فاصله ها را كمتر مى كنند.
ممكن است سؤال شود كه اگر خدا مكان ندارد و چنين تقربى، اجتماعى نيست، پس مقصود از «قربِ الهى» و بالا رفتن بنده و نزديك شدن به خدا چيست؟
پاسخ سؤال اين است كه: خداوند جهان، كمال مطلق و نامحدود است و پويندگان راه عبوديت وبندگى در پرتو كمالاتى كه از اين راه به دست مى آورند سرانجام حائز كمال مى شوند و از ديگران كه فاقد اين نوع كمالند مقرب تر و نزديك تر مى گردند.
در جهان آفرينش هر كسى به تناسب كمال وجود خويش، قربى به ذات پروردگار دارد، ولى هر فردى از نظر وجود كامل تر باشد، به ذات الهى كه كمال محض و نامتناهى است مقرب تر و نزديك تر خواهد بود.
به طور مسلم فرشتگان در پرتو كمالى كه دارند از بسيارى از موجودات جهان مقرب تر و نزديك ترند از اين جهت گروهى از آنان «حاكم ومطاع» و گروهى ديگر «مطيع» و «فرمانبر» هستند.
انسان كه از نظر مرتبه وجودى در درجه اى بالاتر قرار دارد، از جماد ونبات وحيوان به خدا نزديكتر است، ومقياس در نزديكى و دورى، همان كمال وجودى است كه او را به كانون كمال مطلق نزديك تر ساخته ومى سازد.
علاوه بر كمالاتى كه به حكم ضرورت در وجود هر انسانى است، انسان مى تواند بسيارى از كمالات را از راه عبوديت وبندگى و انجام وظايف دينى نيز به دست آورد. او با پيمودن طريق بندگى و اطاعت الهى، درجات قرب و نزديكى به خدا را طى مى كند و از مرحله حيوانى گام فراتر نهاده، و بالاتر از