منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٢
ناخودآگاه گام در صراط تكامل نهاده وصفات و ملكات را در باطن ذخيره مى كنند. به طور مسلم كمال روحى افراد يكسان نخواهد بود و مقاماتى كه در اين راه به دست مى آورند، متفاوت مى باشد، زيرا اطاعت وبندگى آنان يكنواخت نيست.
بندگى خدا مايه نزديكى به كانون كمال و قدرت
جاى بحث و گفتگو نيست كه «اطاعت خدا» مايه «قرب الهى» و مخالفت با دستورهاى او، مايه دورى از اوست; اكنون بايد ديد مقصود از اين «قرب» كه به معناى نزديكى است، چيست؟
هرگز نمى توان گفت كه مقصود از اين قرب همان نزديكى از نظر مكان است; زيرا خداوندِ جهان، جسم و جسمانى نبوده و داراى مكان نيست. به طورى كه بنده اى از نظر مكان به او نزديكتر گردد، ولى در عين حال او به ما از خود ما نزديكتر است[١] همچنين هدف از اين قرب، تقربِ مقامى واجتماعى نيست، چنانكه مى گويند: معاون از همه كس به وزير نزديكتر و در نزد او مقرب تر است، بلكه اين تقرب يك نوع «قرب معنوى» است و به كار بردن لفظ «قرب» در اين مورد يك نوع مجاز است و به حكم مناسبتى كه اين قرب با قرب مكانى دارد، در اين معنى به كار مى رود.
تقرب به خدا، نه قرب مكانى است و نه قرب اجتماعى و مجازى، بلكه واقعيتى است حقيقى كه بندگان خدا در پرتو اطاعت وعبادت و اخلاص در عمل آن را به دست مى آورند و از درجات تكامل بالا مى روند و به خدا نزديكتر
[١] «نَحْنُ اَقْرَبُ اِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الوَرِيدِ»(سوره ق/١٦).