منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٩
شيشه اى، دست و پايش خشك،پوستش چين خورده شده و نبضش نمى زد; دهان و بينى وگوشش را باز كرده و آب گرم به سر و صورتش ريختند و تنفس مصنوعى دادند، در نتيجه پس از نيم ساعت بيدار شد![١]
اين عمل هر چه باشد خواه آن را مرگ و تجديد حيات بناميم و يا اينكه آن را يك خواب گران و سنگين بخوانيم، بالأخره با اصول علمى محدود امروز بشر سازگار نيست وانگهى ثابت مى كند كه وراى جهان ماده و نيرو، جهان ديگرى وجود دارد كه هيچ چيز آن شبيه به اين جهان نيست و شخصيت وواقعيت انسان در جسم و تن خلاصه نمى شود بلكه او معجونى است از جسم وجان كه با از بين رفتن يكى، ديگرى از ميان نمى رود.
نيروبخشى بندگى خدا
راه صحيح تر براى تكامل روح وروان، «عمل به تعاليم اسلام» و«طى طريق عبوديت» و«پيمودن صراط مستقيم» است.
توضيح اينكه: از نظر آيين اسلام انسان دو نوع زندگى دارد يكى «حيات ظاهرى» و ديگرى «حيات معنوى و انسانى».
«حيات ظاهرى» همان حيات حيوانى است كه تمام بشر آن را دارا است و اسلام براى جلوگيرى از هر نوع افراط وتفريط، برنامه خاصى براى اين نوع حيات تنظيم كرده است برنامه اسلام علاوه بر اينكه بهزيستى انسان را در جهان ماده فراهم مى سازد، راه را براى تحقق حيات معنوى نيز هموار مى نمايد.
«حيات معنوى» انسان از اعمال و نيّات او سرچشمه مى گيرد، ونتيجه چنين حياتى سعادت و خوشبختى ويا شقاوت و بدبختى او مى باشد; بنابراين
[١] سالنامه نوردانش، ١٣٢٥