منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٦
تصرف در جهان آفرينش
انسان از دو جزء به نام تن و روان آفريده شده است، به عبارت ديگر: انسانيت انسان، منحصر به جسم و تن نيست، بلكه باطن و جانى دارد كه واقعيت او را تشكيل مى دهد، و اگر بر سر راه تكامل انسان، از نظر جسم و ماده محدوديت هايى وجود دارد و پيشرفت او از نظر ماده كاملاً محدود و اندازه گيرى شده است، اما بر سر راه تكامل او از نظر روح و معنا چنين محدوديتى نيست، بلكه او از اين نظر، آمادگى بيشترى براى ترقى و تعالى دارد، چه بسا در پرتو اطاعت خدا و پيمودن راه حق مى تواند قله هاى بس بلندى را فتح و تسخير نمايد.
كارهاى شگفت انگيز مرتاضان كه از حدود توانايى يك فرد عادى بيرون است، حاكى از آن است كه در نهاد انسان نيروهاى شگرفى وجود دارد كه در شرايط خاصى شكفته گرديده وجوانه مى زند.
آنان با يك نگاه، آب سرد را مى جوشانند، ميز را بدون كمك دست از زمين بلند مى كنند، آدمى را در هوا معلق نگاه مى دارند و طناب را به هوا پرت مى كند و در هوا مى ماند، گياهى را كه بايد در مدت دو ماه برويد با نيرو يا اراده در ظرف دو ساعت مى رويانند و....[١]
ممكن است ما درباره هر يك از اين امور شك و ترديد كنيم، امّا هرگز به طور اجمال نمى توان انكار كرد كه اگر انسانى به پرورش روح خود بپردازد به نتايج شگفت انگيزى مى رسد، اگر در جهان گروهى بر كارهاى بس محيرالعقولى دست مى زنند، از اين جهت است كه كم شدن خور و خواب، از
[١] سالنامه نوردانش، ١٣٢٥.