منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٨
معنى «سرپرستى و تسلط بر تصرف» است[١]، و گاهى هر دو لفظ در هر دو معنى به كار مى رود. لازم به گفتن نيست كه در مثال هاى بالا مقصود از ولايت همان معنى دوم آن يعنى تسلط بر تصرف و تصدى است.
هدف از اين بحث در اينجا تشريح «ولايت» به معنى «دوستى» نيست. زيرا همگى مى دانيم محبت و دوستى خاندان رسالت بر همه ما فرض و لازم است، و قرآن مجيد آن را به منزله[٢] مزد رسالت قرار داده و مى فرمايد:
(...قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاّ الْمَوَدَّةَ فِى القُرْبى...) .[٣]
«بگو، من از شما مزد و پاداشى نمى خواهم، جز محبت و دوستى خويشاوندانم».
آنچه هدف بحث است مناصب و مقاماتى است كه خداوند به پيامبر گرامى و فرزندان پاك او از نظر تشريعى و تكوينى عطا فرموده است.
مقصود از «ولايت تشريعى» مقام و منصب قانونى است، كه از طرف خداوند به فردى از افراد، به عنوان يك مقام رسمى عطا شده است.
و به عبارت ديگر، «ولايت تشريعى» مقام و منصب قراردادى است كه به خاطر اداره شؤون اجتماعى به گروه برگزيده اى از جانب خداوند داده مى شود، مانند: «مقام نبوت» و «مقام زعامت» و... كه مشروحاً بيان خواهد شد.
و در برابر آن «ولايت تكوينى» است كه بنده اى از بندگان خدا، خواه پيامبر باشد خواه امام و يا شخص ديگر، بر اثر طى طريق «عبوديت و بندگى»،
[١] «هُنالِكَ الوَلايَةُ لِلّهِ الحقِّ ...» (كهف/٤٤).
[٢] البته به منزله مزد، نه خود مزد زيرا اجر واقعى پيامبر و ديگر پيامبران با خدا است چنان كه مى فرمايد: «...إِنْ اَجْرِىَ اِلاّ عَلى رَبِّ العالَمِينَ» (سوره شعراء/١٠٩).
[٣] شورى/٢٣.