منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٣
حيرت انگيز و خارق العاده اى گردد، كه به هيچ وجه نمى توان آنها را با علوم و دانش هاى بشرى تفسير و توجيه كرد. بشر براى دست يابى به اين نيرو، از رياضت هاى سنگين و توان فرسا و يا حلقه هاى درويشى كه اعضاى حلقه تحت شرايطى در خلسه فرو مى روند و شور و وجد به اوج مى رسد، استفاده مى كند، و هم اكنون مرتاضان هند و برخى از دراويش خانقاه ها، مبدأ يك سلسله اعمال خارق العاده مى باشند.
جاى دورى نرويم، در همين ايران دراويش «قادريه» در جلسات وجد و سماع در برابر صدها تماشاگر، سيخ نوك تيزى در چشم خود فرو مى كنند با خنجر، بينى خود را مى برند، با سوزن بزرگى لب هايشان را مى دوزند وبا شمشير پهلوى خود را مى شكافند، يك مشت سنگ و كلوخ مى خورند، بطرى را مى شكنند و شيشه اش را مى بلعند و سيم مثبت و منفى برق را در دست مى گيرند.
گروهى كه با حقيقت عمل آنان آگاهى ندارند، آنان را ساحر، جادوگر، شعبده باز، تردست، حقّه باز، ماجراجو، اعجوبه، ديوانه و يا مؤمن و بنده خاص مى نامند. در حالى كه آنان از هيچ يك ازا ين تيره ها نيستند. گواه بر اين مطلب اين است كه آنان در هر حال و شرايطى به انجام چنين كارهايى قادر نيستند، بلكه پس از يك رشته عمليات كه مايه انقطاع و يا بى توجهى روح به جهان طبيعت است، مى توانند چنين كارهايى را انجام دهند.
آنان انسانهايى هستند كه تحت شرايطى بر اين نيروى مرموز روح دست يافته، و از آن نيرو بر انجام اين كارها كمك مى گيرند، وقتى شرايط دگرگون گرديد، پيوند آنان با اين نيرو قطع گرديده، ديگر به انجام نمونه كوچكى از اين كارها قادر نيستند.