منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٧
خداوندى به افعال اختيارى انسان از راه اراده و اختيار تعلق گرفته است مثلاً خداوند خواسته كه انسان فلان فعل اختيارى را از راه اراده و اختيار انجام دهد و البته بديهى است فعل با اين وصف لازم التحقيق خواهد بود و باز هم اختيارى است زيرا اگر اختيارى نباشد اراده خداوندى از مرادش تخلف مى كند.
(وَما تَشاؤُونَ إِلاّ أَنْ يَشاءَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمينَ) .[١]
و ثانياً با صرف نظر در تعلق قضا و قدر به فعل اختيارى انسان به نص صريح كتاب و سنت متواتره، خداوند لوح محفوظى خلق فرموده كه همه حوادث گذشته و آينده جهان را در آن ثبت كرده و هيچ گونه تغييرى در آن راه ندارد و خود نيز به آنچه در آنست عالم است. آيا خنده دار نيست بگوييم كه ثبت حوادث غير قابل تغيير در لوح محفوظ و علم قبلى خداوند به آنها افعال انسان را جبرى نمى كند ولى اگر امام به برخى از آنها يا به همه آنها علم پيدا كرد، افعال اختيارى انسان و من جمله فعل قاتل امام جبرى مى شود؟
٣. اين كه ظواهر اعمال امام (عليه السلام) را كه قابل تطبيق به علل و اسباب ظاهرى است نبايد دليل نداشتن اين علم موهبتى و شاهد جهل به واقع گرفت مانند اين كه گفته شود: اگر سيدالشهداء (عليه السلام) علم به واقع داشت چرا مسلم را به نمايندگى خود به كوفه فرستاد؟ چرا توسط صيداوى نامه به اهل كوفه نوشت؟ چرا خود از مكه رهسپار كوفه شد؟ چرا خود را به هلاكت انداخت وحال آن كه خدا مى فرمايد:(...وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ...) [٢] چرا ؟ وچرا؟
[١] تكوير/٢٩.
[٢] بقره/١٩٥.