منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٦
هنگام بيرون آمدن از مكه خواند و فرمود:
«رضا اللّه رضانا أهل البيت».
٢. ممكن است كسى تصور كند كه علم قطعى به حوادث قطعى غير قابل تغيير مستلزم جبر است مثلاً اگر فرض شود كه امام علم داشت كه فلان شخص در فلان وقت و فلان مكان با شرايط معينى او را خواهد كشت و اين حادثه به هيچوجه قابل تغيير نيست لازمه اين فرض اين است كه ترك قتل در اختيار قاتل نبوده براى وى مقدور نمى باشد يعنى قاتل مجبور به قتل باشد و با فرض مجبوريت براى شخص مجبور تكليفى نيست!
و اين تصورى است بى پايه زيرا:
اوّلاً اين اشكال در حقيقت اشكال است به عموميت تعلق قضاى الهى به افعال اختيارى انسان (نه به علم امام) و طبق اين اشكال طايفه معتزله از سنّيها مى گويند: تقدير خداوندى نمى تواند به فعل اختيارى انسان متعلق شود و انسان مستقلاً آفريدگار فعل خود مى باشد و در نتيجه انسان خالق افعال خود و خدا خالق بقيه اشياء!
در حالى كه به نص صريح قرآن كريم و اخبار متواتره پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه هدى(عليهم السلام) همه موجودات و حوادث جهان بدون استثنا متعلق قضا و قدر خداوندى عزّ اسمه است.
از راه بحث عقلى نيز مطلب روشن و واضح است اگر چه به واسطه وسعت اطراف آن نمى توانيم آن را در اين مقاله مختصر بگنجانيم.
آنچه به طور اجمال مى شود گفت اين است كه در جهان هستى كه آفرينش خدا است چيزى جز با مشيت واذن خداوندى به وجود نمى آيد ومشيت