منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٤
لفظى را كه معنى وسيع و گسترده اى دارد تنها برخصوص وحى، حمل كرده و بگوييم مقصود خصوص وحى است.
قرآن مجيد يكى از نشانه هاى پرهيزكاران را اين مى داند كه به غيب ايمان دارند آنجا كه مى فرمايد:(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ...)[١] آيا اعتراض كننده به خود اجازه مى دهد كه اين آيه را تنها به وحى تفسير كند در صورتى كه غيب در اين آيه يك معنى وسيعى دارد كه ايمان به آخرت و سراى ديگر و مواقف محشر و بهشت و دوزخ از مصاديق آن است كه مؤمنان به وجود آنها ايمان دارند هر چند آنها با ديدگان و ديگر حواس خود در اين جهان احساس نكنند.
ثانياً : غيب در لغت عرب به معنى امر پنهان از حس، در مقابل شهادت است. قرآن مجيد مكرر خداوند را چنين توصيف مى كند:(عالِمُ الْغَيْبِوَالشَّهادَةِ) [٢] و هرگز در لغت عرب لفظ غيب به معنى وحى نيامده است و اگر گاهى بر وحى كلمه غيب اطلاق مى شود از اين نظر نيست كه معنى مستقيم غيب، وحى است بلكه به خاطر اين است كه وحى از حواس مردم پوشيده است و يكى از مصاديق و افراد غيب به شمار مى آيد و اين اشتباه در اصطلاح دانشمندان از قبيل اشتباه مصداق به مفهوم است. يعنى تصور شده است كه غيب به معنى وحى است در صورتى كه وحى يكى از مصاديق آن است نه اين كه معنى غيب، وحى باشد.
نه تنها لفظ غيب در اين آيه (سوره جن آيه ٢٦ و٢٧) به معنى امور پوشيده از حواس است بلكه در تمام پنجاه و چهار موردى كه اين لفظ در قرآن
[١] بقره/٣.
[٢] سوره هاى انعام، توبه، رعد، آيه هاى ٧٢، ٩٤، ٩.