منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٢
عَلاّمُ الْغُيُوبِ).[١]
شيوه استدلال به اين آيه اين است كه پيامبر گرامى هر نوع علم غيب را از خود نفى كرده است، و خدا را به صفت «علاّم الغيوب» توصيف مى نمايد.
پاسخ
شكى نيست كه حرف «لا» در تركيبى مانند : لا رجل فى الدار، لا علم لنا، لا خير فيهم، براى نفى جنس و حقيقت است و علماى ادب يك چنين «لا» را نافى جنس مى نامند ولى بايد توجه نمود كه نفى جنس به دو صورت انجام مى گيرد:
١. نفى جنس، به صورت جدى وواقعى، و دور از هر نوع شائبه مجاز، مانند لاإله إلاّاللّه، لا رطب ولا يابس إلاّفى كتاب مبين، مثلاً موقعى كه اصلاً مردى اعم از پير وجوان، سالم و بيمار، در خانه نباشد مى گويند: لا رجل فى الدار.
٢. نفى جنس، نه به صورت واقعى و حقيقى، بلكه به شكل مجازى، به طورى كه اگر فردى در خانه موجود باشد آن را به علتى ناديده گرفته ونفى جنس مى نمايند. مثلاً مردى در خانه را مى زند و مى گويد: در خانه كسى هست؟ با اين كه پيرمرد بيمارى كه توانايى حركت ندارد، در خانه هست امّا در پاسخ او مى گويند كسى در خانه نيست اين نفى حقيقت، به طور حقيقى نيست، بلكه به طور مجازى است به خاطر اين كه چون آن فرد موجود، به درد سؤال كننده نمى خورد، او را ناديده گرفته و مى گويند كسى در خانه نيست.
[١] مائده/١٠٩..