منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢
آحاد، به وظيفه خطير خود جامه عمل مى پوشاند و هرگز لازم نيست اولياى الهى همه وقت آشكارا به هدايت عمومى اشتغال ورزند، بلكه در امر هدايت تابع امر الهى بوده و در نحوه رهبرى از او الهام مى گيرند چنان كه مى فرمايد:(يَهْدُونَ بِأَمْرِنا) .
٣. اولياى الهى مرزهاى زمان ومكان را به اذن الهى درهم شكسته و آينده را با ديده دل مشاهده مى كنند همچنان كه اين ولى از آينده كودك وپدر ومادر او آگاه گرديد.
٤. اولياى الهى از قلوب و ضماير آگاه مى باشند چنان كه اين ولىّ خدا، از تصميم فرمانروا آگاه گرديد. آن هم در لحظه اى كه كشتيبان و سرنشينان آن آگاهى نداشتند.
٥. اولياى الهى ت در نفوس و اموال مردم صرفاتى انجام مى دهند كه ديدگان عادى عمل آنان را مشاهده نمى كنند، همانطور كه اين ولى، كشتى را در برابر ديدگان كشتيبان، سوراخ كرد، و كودك را در برابر انظار مردم كشت در حالى كه مردم عمل او را نديدند و تنها اثر عمل او را مشاهده كردند.
٦. اولياى الهى در روى زمين، طبق مصالح افراد، تصرفاتى دارند و آنچنان نيست كه امامت و پيشوايى آنان براى مردم سودى نداشته باشد و هر امام و ولىّ غايبى، از اين طريق فيض خود را به امت مى رساند.
از اين بيان فشرده مى توان به مقام والاى ولايت پى برد و كسانى كه منطق قرآن را پذيرفته اند به بهترين وجه مى توانند از انتقادات و اشكالات كودكانه گروه «متمذهب»(وابسته به مذهب) پاسخ بگويند.
اكنون كه با دو بخش نخست اين كتاب آشنا شديد، فهرست اجمالى دو