منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٤
مى شناسيم، آنان دوبار معذب مى گردند، سپس به عذاب بزرگ برمى گردند».
استدلال با اين آيه روى جمله (لا تَعْلَمُهُمْ) است كه پيامبر به نص قرآن گروهى از منافقان را نمى شناخت، و يك چنين عدم آگاهى، با علم غيب سازگار نيست.
پاسخ
اوّلاً: اين آيه بيش از آن نمى رساند كه پيامبر گرامى از حادثه فرو رفتن برخى در نفاق، در زمان نزول قرآن، آگاه نبوده ولى عدم آگاهى در اين ظرف خاص، دليل بر آن نيست كه تا آخر عمر از آن آگاه نبود.
شكى نيست خداوند بزرگ، روى مصالحى برخى از حوادث را در وقت وقوع حادثه از پيامبر گرامى پنهان مى داشت، و او را بر آن مسلط نمى ساخت. بالأخص اوضاع تأسف آور منافقان كه مايه تأثر روحى عميق پيامبر مى گرديد، ولى اين مطلب غير از اين است كه بگوييم اين اخفا دايمى و پيوسته بوده و پيامبر تا آخر عمر از آن جريان بر كنار بود.
ثانياً: همان قرآنى كه در اين آيه به پيامبر مى گويد: (لا تعلمهم) در سوره ديگرى، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را چنين مورد خطاب قرار مى دهد:
(وَلَوْ نَشاءُ لأَرَيناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسيماهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فى لَحْنِالْقَولِ وَاللّهُ يَعْلْمُ أَعْمالَكُمْ) .[١]
اگر مى خواستيم آنان را به تو نشان مى داديم و آنها را به سيما مى شناختى و آنان را از شيوه گفتارشان مى شناسى خداوند از اعمال شما آگاه است».
[١] محمد/٣٠.