منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٢
«من پيرو وحى هستم».
يعنى بدون تعليم الهى ووحى، علم غيب ندارم امّا از راه وحى آگاه مى شوم و با توجه به بيانى كه در توضيح آيه نخست آورده شد مفاد اين آيه نيز روشن تر مى گردد.
آيه سوم
(وَلا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِى خَزائِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ...) .[١]
اين آيه با آيه دوم يكسان است و توضيح بيشترى لازم ندارد.
آيه چهارم
(قُلْ لا اَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعاً وَلا ضَرّاً إِلاّ ما شاءَ اللّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُالْغَيْبَ لاسْتَكْثَرتُ مِنَ الْخَيْرِ وَما مَسَّنِىَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلا ّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوم يُؤْمِنُونَ).[٢]
با توجه به توضيحى كه در ذيل آيه نخست داده شد مفاد اين آيه نيز روشن است زيرا هدف آيه ابطال نظريه اى است كه مشركان درباره پيامبر داشتند آنها فكر مى كردند كه پيامبر بايد از يك قدرت وسيع ودامنه دارى، آن هم از پيش خود و بدون كسب واستمداد از مقام ربوبى، برخوردار باشد و در پرتو آن قدرت بتواند هر نوع سودى را به سوى خود جلب كند و هر ضرر و زيانى را از خود دور نمايد و از غيب خبر دهد.
[١] هود/٣١.
[٢] اعراف/١٨٨.